علی صدیقی پاشاکی

دغدغه هایی از جنس فرهنگ و مذهب

علی صدیقی پاشاکی

دغدغه هایی از جنس فرهنگ و مذهب

دم بریده

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۷ ق.ظ

روزی دم یک روباه در حادثه ای قطع شد، روباه های گروه پرسیدند دم ات را چی شد ؟
چون روباهها نسلی مکار می باشند، گفت خودم قطع اش کردم.

گفتند چرا؟ این که بسیار بد می شود.
روباه گفت نخیر، حالا خوب آزاد و سبک شدم و احساس راحتی می کنم. وقتی راه میروم فکر می کنم که دارم پرواز می کنم.
یک روباه دیگر که بسیار ساده بود رفت دم خود را قطع کرد. درد شدیدی داشت و نمی توانست تحمل کند.
رفت نزد روباه اولی و گفت برادر تو که گفته بودی که سبک شده ام و احساس راحتی می کنم! من که بسیار درد دارم!
گفت: صدایش را درنیاور اگر نه تمام روز روباه های دیگر به ما می خندند.
هر لحظه خوشی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود وگرنه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرارخواهیم گرفت.
همان بود که تعداد دم بریده ها آنقدر زیاد شد که بعدا به روباه های دم دار می خندیدند.




پی نوشت:

1. وقتی در یک جامعه افراد فاسد زیاد می شوند، آنگاه به افراد باشرف و باعزت می خندند و گاهی هم آن ها را دیوانه خطاب می کنند...!!!

2. با دیدن این حکایت یاد غرب زدگانی افتادم که وقتی دیدند در دام بدی افتادند و دیگر رویشان هم نمی شود ابراز پشیمانی کنند، سعی می کنند دیگران را نیز مانند خود کنند تا کمتر مورد شماتت قرار بگیرند.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۱
علی صدیقی پاشاکی

دم بریده

روباه

غرب زده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی