علی صدیقی پاشاکی

دغدغه هایی از جنس فرهنگ و مذهب

علی صدیقی پاشاکی

دغدغه هایی از جنس فرهنگ و مذهب

لطفا وسوسه نکنیم!!!...

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۲۹ ق.ظ

لطفا وسوسه نکنیم!!!...

امروز جایی بودم. با کیف همراهم که وسایل زیادی داخل آن بود. لپ تاب و کتاب و ... که خیلی هم سنگین شده بود. هم سنگین و هم آزار دهنده...
شخصی که در جلسه کنارم نشسته بود گفت: چرا وسیله به این سنگینی را حمل می کنی؟ داخل اتومبیل قرار بده و خودت را خلاص کن.
عرض کردم: خدا را خوش نمی آید، چرا کاری کنم که شخصی دیگر وسوسه شود. همه مردم که توان حفظ کردن خود را ندارند. شاید کسی از کنار اتومبیل عبور کرد و متوجه کیف شد و وسوسه شد و دست به سرقت زد.
گفت: گناه سرقت و وسوسه که به گردنش خودش است. از مالت میترسی؟ گفتم: یک دلیلش حفظ مال است. اما دلیل اصلیش وسوسه ناگریست.

یکی از کنار اتومبیل که داخلش کیف است می گذرد و توجهی ندارد. یکی می بیند و هوس برداشتن می کند و نمی تواند. حال یا ناراحت می شود و یا نمی شود. یا جرات برداشتن را دارد و یا ندارد. را روش برداشتن را می داند و یا نمی داند. در هر صورت وسوسه شده است. یکی دیگر می بیند و اقدام به سرقت می کند، حال یا موفق می شود و یا گیر می افتد.

در صورت اول مسئله ای نیست. ولی در تمام صورتهای بعدی یک عامل تحریک وجود دارد. و آن من هستم. اگر کمی به خودم سختی بدهم، دیگری را از وسوسه نجات داده ام. شنیده ای که می گویند درب خانه ات را ببند و همسایه را دزد نکن؟!

می دانم که تربیت او دست من نیست. من او را تربیت نکرده ام. پس اینکه بگویم گناه وسوسه گردن خودش است و به من ربطی ندارد، مشکل من را حل نمی کند. نه مالم را نجات می دهد و نه او را باز می دارد. در جامعه ما همه جور تربیت و سبک زندگی وجود دارد. چه ما بپسندیم و چه نپسندیم.

این را هم خوب می دانم که وسوسه کردن دیگرن گناه است. یا به عمد و قصد قبلی،  و یا از روی سهل انگاری در رفتار و کنش. این درست همان کاریست که شیطان انجام می دهد. (الذی یوسوس فی صدور الناس).
جامعه انسانی اقتضاء می کند به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم. و یکی از این حقوق احساس امنیت است. امنیت روانی - جانی - مالی - فرهنگی و... این رفتار وسوسه گری، به نوعی تهدید و تحدید امنیت روانی و فرهنگی محسوب می شود. کسی را که دارای ضعف است، چه ضعف شخصیتی و یا مالی و یا ... دچار چالش وسوسه می کند. و  با تاسف زیاد که آنوقت توجیه کنم؛ خوب او وسوسه نشود! آیا این همان جامعه انسانی ماست که باید برادر گونه کنار هم زیست کنیم؟!


تا اینجا که رسید، طرف صحبت من که با دقت گوش می کرد و کمتر به سخن می آمد و در فکر فرو رفته بود. گفت: شبیه این مورد نکته ای هم داری که بگویی؟ برایم جالب آمد که گاهی زاویه نگاه چقدر می تواند متفاوت باشد.
گفتم: ببین برادر، همه یک جور تربیت نشده اند که به هر چیزی بی تفاوت باشند. همین موارد که در مورد بالا گفتم را در مورد حجاب و پوشش یک انسان ببین.

فرض کن خانمی با پوشش نا مناسب در خیابان باشد. افرادی که از کنار او گذر می کنند چند دسته می شوند؟ چند نفر بی تفاوتند و چند نفر دیگر نگاه می کنند و  قصدی دارند و یا ندارند و یا نمی توانند و ...
کدامشان را آن خانم تربیت کرده؟ و کدامشان را  انتخاب کرده  که او را ببیند یا نبیند؟ حال رفتار در مقابل او چگونه باید باشد؟ در صورت تعرض و هر اتفاق دیگر مقصر کیست؟ افراد کوی و برزن را او انتخاب نمی کند. انسان های در حال تردد را او تربیت نکرده است. و عابران هم او را نمی شناسند که انتظار داشته باشد مطابق میل او  و سلیقه او رفتار کنند. اینجا مهم رفتار خود فرد است که چگونه خود را نشان بدهد. حال یا با حیا یا بی حیا. عفیف یا ناشایست.
این است که می گوییم وسوسه گری نکنیم. چرا که بازگشتش به خود ماست.


همه بی حجاب ها از یک روش رفتاری برخوردار نیستند. هر چند که ممکن است در ظاهر شبیه هم باشند. البته حساب کسانی که کاسب هستند جداست. عده ای از بی حجابها کاسب هستند. یعنی امرار معاش آنها از این راه است.

1. مدل ها: یا مانکن برخی شرکتهای تولید لباس هستند که پول می گیرند و  در خیابان راه می روند و تبلیغ مد می کنند. و یا مثل دختران شال قرمز در بازار مبل برای زینت و زیبایی مغازه ها، روی مبلها می نشینند تا مبل در چشم مشتری دلنواز تر باشد، یا مدل شرکتهای آرایشی بهداشتی هستند که با آرایش خاص تبلیغ برند خاصی را می کنند.

2. مستخدمین: کسانی که از سفارته خانه ها یا موسسات ضد نظام پول می گیرند تا ناهنجاری اخلاقی را رواج دهند و یا نماد یک نوع رفتار اعتراضی نسبت به حاکمیت باشند در مقابل قوانین حجاب و یا اموری همچون گشت ارشاد و ...

3. صاحبان مشاغل شرم آور: کاسبان جنسی یا همان روسپی ها که تحت عناوین خاص فعالیت می کنند. در فضای مجازی که به وفور سایتها و شبکه های مجازی دارند. و کمی قبل تر هم قرار بود در مجلس شورای اسلامی!!! برایشان طرح ساماندهی با عنوان خانه عفاف تصویب شود.

4. دیگرانی هم هستند که برای پوشش یا بهتر بگویم بی پوششی دلایل منحصر به فرد خود را دارند. کسانی که در فرهنگ خاصی تربیت شده اند و در خانواده با حجاب و حدود و سغور آن آشنا نیستند. و اعضای فامیل را هم، همگی محرم درجه یک و دو می پندارند. یا افرادی که یا جامعه را عاری از هر نوع نگاه مسموم می بینند و یا آنقدر به دین و اصول دین واقف نیستند که بتوانند درکی از حجاب داشته باشند. و به عبارتی فشل و کاهل هستند. و...

هر چه که هست عاملانی برای وسوسه انگیزی هستند.

لطفا وسوسه نکنیم!!!...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۹
علی صدیقی پاشاکی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی